غزل شمارهٔ ۳۵۲

دوست داری که دوستدار کشی

هر دلی را هزار بار کشی

تو گرفتار عشق را ز نهان

دم دهی پس به آشکار کشی

رشتهٔ جان سیه کنی چون شمع

عاشقی را که شمع‌وار کشی

ما چراغ تو و تو آتش و باد

گر یکی برکنی هزار کشی