شمارهٔ ۳۴ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاه

این پرده کاسمان جلال آستان اوست

ابری است کافتاب شرف در عنان اوست

این ابر بین که معتکف اوست آفتاب

وین آفتاب کابر کرم سایبان اوست

این پرده گرنه صحن بهشت است پس چرا

رضوان مجاور حرم روضه سان اوست

این پرده گرنه بحر محیط است پس چرا

اصداف ملک را گهر اندر نهان اوست