شمارهٔ ۴۸ - قصیده

منتظری تا ز روزگار چه خیزد

عقل بخندد کز انتظار چه خیزد

جز رصدان سیه سپید نشاندن

بر ره جان‌ها ز روزگار چه خیزد

بیش ز تاراج باز عمر سیه سر

زین رصدان سپید کار چه خیزد

روز و شب آبستن و تو بستهٔ امید

کز رحم این دو باردار چه خیزد