شمارهٔ ۸۳ - قصیده

به جوی سلامت کس آبی نبیند

رخ آرزو بی‌نقابی نبیند

نبیند دل آوخ به خواب اهل دردی

که در دیدهٔ بخت خوابی نبیند

همه نقب دل بر خراب آید آوخ

چرا گنجی اندر خرابی نبیند

اگر عالم خاک طوفان بگیرد

دل تشنه الا سرابی نبیند