شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین

سر چه سنجد که هوش می‌بشود

تن چه ارزد که توش می‌بشود

دلم از خون چو خم به جوش آمد

جان چو کف ز او به جوش می‌بشود

منم آن بید سوخته که به من

دیده راوق فروش می‌بشود

چون گریزد دل از بلا که جهان

بر دلم تخته پوش می‌بشود