شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علی

صدری که قدر کان شکند گوهر سخاش

بحری که نزل جان فکند پیکر سخاش

صدر سخی که لازم افعال اوست بذل

این اسم مشتق است هم از مصدر سخاش

هارون صدر اوست فلک ز آن که انجمش

هر شب جلاجل کمر است از زر سخاش

شعری به شب چو کاسهٔ یوزی نمایدم

اعنی سگی است حلقه بگوش در سخاش