شمارهٔ ۱۱۸ - مطلع دوم

سر حد بادیه است روان پاش بر سرش

جان را حنوط کن ز سموم معطرش

گوگرد سرخ و مشک سیه خاک و باد اوست

باد بهشت زاده ز خاک مطهرش

ناف ز می است کعبه مگر ناف مشک شد

کاندر سموم کرد اثر مشک اذفرش

خونت ریز بی‌دیت مشمر بادیه که هست

عمر دوباره در سفر روح پرورش