شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع چهارم

من صید آنکه کعبهٔ جان‌هاست منظرش

با من به پای پیل کند جنگ عبهرش

صد پیل‌وار خواهدم از زر خشک از آنک

مشک است پیل بالا در سنبل ترش

دل تو سنی کجا کند آن را که طوق‌وار

در گردن دل است کمند معنبرش

نقد است سرخ‌رویی دل با هزار درد

از تنگی کمند، نه از وجه دیگرش