شمارهٔ ۱۳۰ - مطلع دوم

ای لب و زلفین تو مهره و افعی بهم

افعی تو دام دیو مهرهٔ تو مهر جم

در ختنی روی تو حجلهٔ زنگی عروس

در یمنی جزع تو حجرهٔ هندی صنم

مریم آبستن است لعل تو از بوسه باش

تا به خدائی شود عیسی تو متهم

ای دو لبت نیست هست، هست مرا کرده نیست

هرچه ز جان هست بیش با لبت از نیست کم