شمارهٔ ۱۳۱ - مطلع سوم

گرنه شب از عین عید ساخت طلسمی بخم

عین منعل چراست در خط مغرب رقم

بابلیان عید را نعل در آتش نهند

کز حد بابل رسید عید و مه نو بهم

کرد رخ آفتاب زرد قواره نهان

بر فلک از ماه نو شدزه سیمین علم

بر زه سیمین ماه گوی زرند اختران

بسته در آن گوی و زه جیب قبای ظلم