بخش ۱۴

چو آگاهی آمد به کاووس شاه

که شد روزگار سیاوش تباه

به کردار مرغان سرش را ز تن

جدا کرد سالار آن انجمن

ابر بی‌گناهش به خنجر به زار

بریدند سر زان تن شاهوار

بنالد همی بلبل از شاخ سرو

چو دراج زیر گلان با تذرو