شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سوم

یعقوب دلم، ندیم احزان

یوسف صفتم، مقیم زندان

او در چه آب بد ز اخوت

من در چه آتشم ز اخوان

چون صفر و الف تهی و تنها

چون تیر و قلم نحیف و عریان

صد رزمهٔ فضل بار بسته

یک مشتریم نه پیش دکان