شمارهٔ ۲۰۷ - مطلع دوم

سر تابوت مرا باز گشائید همه

خود ببینید و به دشمن بنمائید همه

بر سر سبزهٔ باغ رخ من کبک مثال

زار نالید که کبکان سرائید همه

پس بگوئید ز من با پدر و مادر من

که چه دل‌سوخته و رنج هبائید همه

بدرود ای پدر و مادرم، از من بدرود

که شدم فانی و در دام فنائید همه