شمارهٔ ۲۲۱ - در موعظه و حکمت و مرثیهٔ امام ناصر الدین ابراهیم
نثار اشک من هر شب شکر ریزی است پنهانی
که همت را زناشوئی است از زانو و پیشانی
چو همزانو شوم با غم، گریبان را کنم دامن
سر من از سر زانو کند دامن گریبانی
سرم زان جفت زانو شد که از تن حلقهای سازم
در آن حلقه ترازو دار بیاعان روحانی
دلم کعبه است و تن حلقه چگونه حلقهای کانرا
ز بس دندانه گر بینی دهان زمزمش خوانی