داستان خاقان چین

کنون ای خردمند روشن‌روان

بجز نام یزدان مگردان زبان

که اویست بر نیک و بد رهنمای

وزویست گردون گردان بجای

همی بگذرد بر تو ایام تو

سرایی جزین باشد آرام تو

چو باشی بدین گفته همداستان

که دهقان همی گوید از باستان