بخش ۳

همی رفت گشتاسپ پرتاب و خشم

دل پر ز کین و پر از آب چشم

همی تاخت تا پیش کابل رسید

درخت و گل و سبزه و آب دید

بدان جای خرم فرود آمدند

ببودند یک روز و دم بر زدند

همه کوهسارانش نخچیر بود

به جوی آبها چون می و شیر بود