بخش ۵

چو گشتاسپ نزدیک دریا رسید

پیاده شد و باژ خواهش بدید

یکی پیرسر بود هیشوی نام

جوانمرد و بیدار و با رای و کام

برو آفرین کرد گشتاسپ و گفت

که با جان پاکت خرد باد جفت

ازایران یکی نامدارم دبیر

خردمند و روشن‌دل و یادگیر