شمارهٔ ۱ - در مدح جلال الدین اخستان شروان شاه

جام ز می دو قله کن خاص برای صبح‌دم

فرق مکن دو قبله دان جام و صفای صبح‌دم

بر تن چنگ بند رگ وز رگ خم گشای خون

کآتش و مشک زد به هم نافه‌گشای صبح‌دم

جام چو دور آسمان درده و زمین فشان

جرعه چنان که برچکد خون به قفای صبح‌دم

چرخ قرابهٔ تهی است پارهٔ خاک در میان

پری آن قرابه ده جرعه برای صبح‌دم