شمارهٔ ۶ - در مرثیهٔ خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه

این جان ز دام گلخن تن درگذشتنی است

وین دل به بام گلشن جان برگذشتنی است

ای پیر عاشقان که در این چنبری گرو

چون طفل غازیانت ز چنبر گذشتنی است

صبح خرد دمید در این خواب‌گاه غول

بختی فرو مدار کز ایدر گذشتنی است

در خشک سال مردمی از کشت‌زار دیو

بردار طمع خوشه که بی‌بر گذشتنی است