قصیدهٔ شمارهٔ ۳

به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست

مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست

به هیچ وقت مرا نظم و نثر کم نشود

که نظم و نثرم در است و طبع من دریاست

به لطف آ ب روان است طبع من لیکن

به گاه قوت و کثرت چو آتش است و هواست

اگر چه همچو گیا نزد هر کسی خوارم

وگرچه همچو صدف غرق گشته تن بی‌کاست،