قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - قطعهٔی گفته‌ام که دیوانیست

دلم از نیستی چو ترسانیست

تنم از عافیت هراسانیست

در دل از تف سینه صاعقه‌ایست

بر تن از آب دیده توفانیست

گه دلم باد تافته گوییست

گه تنم خم گرفته چوگانیست

موی چون تاب خورده زوبینی است

مژه چون آب داده پیکانیست