بخش ۲۷

کنون زرم ارجاسپ را نو کنیم

به طبع روان باغ بی خو کنیم

بفرمود تا کهرم تیغ‌زن

بود پیش سالار آن انجمن

که ارجاسپ را بود مهتر پسر

به خورشید تابان برآورده سر

بدو گفت بگزین ز لشکر سوار

ز ترکان شایسته مردی هزار