قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - ای وای امیدهای بسیارم

شخصی به هزار غم گرفتارم

در هر نفسی به جان رسد کارم

بی‌زلت و بی‌گناه محبوسم

بی‌علت و بی‌سبب گرفتارم

در دام جفا شکسته مرغی‌ام

بر دانه نیوفتاده منقارم

خورده قسم اختران به پاداشم

بسته کمر آسمان به پیکارم