شمارهٔ ۸ - که از رنج پیری تن آگه نبود

دریغا جوانی و آن روزگار

که از رنج پیری تن آگه نبود

نشاط من از عیش کمتر نشد

امید من از عمر کوته نبود

ز سستی مرا آن پدید آمده است

در این مه که هرگز در آن مه نبود

سبک خشک شد چشمهٔ بخت من

مگر آب آن چشمه را زه نبود