غزل شمارهٔ ۳۲

کار دل از آرزوی دوست به جانست

تا چه شود عاقبت که کار در آنست

کرد ز جان و جهان ملول به جورم

با همه بیداد و جور جان جهانست

عشوه دهد چون جهان و عمر ستاند

در غم او عشوه سود و عمر زیانست

عشق چو رنگی دهد سرشک کسی را

روی سوی من کند که رسم فلانست