غزل شمارهٔ ۵۶

مرا با دلبری کاری بیفتاد

دلم را روز بازاری بیفتاد

مسلمانان مرا معذور دارید

دلم را ناگهان کاری بیفتاد

قبای عشق مجنون می‌بریدند

دلم را زان کله واری بیفتاد

دلم سجادهٔ عشقش برافشاند

از آن سجاده زناری بیفتاد