غزل شمارهٔ ۹۷

دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد

صبرم رسید و هجر به پایان نمی‌رسد

در ظلمت نیاز بجهد سکندری

خضر طرب به چشمهٔ حیوان نمی‌رسد

برخوان از آنکه طعمهٔ جانست هیچ تن

آنجا به پای عقل بجز جان نمی‌رسد

جان داده‌ام مگر که به جانان خود رسم

جانم برون شدست و به جانان نمی‌رسد