غزل شمارهٔ ۱۲۲
هرکرا عشقت به هم برمیزند
عاقبت چون حلقه بر در میزند
طالعی داری که از دست غمت
هرکرا دستیست بر سر میزند
در هوای تو ملک پر بفکند
اینچنین کت حسن بر در میزند
من کیم کز عشق تو بر سر زنم
بر سر از عشق تو سنجر میزند
هرکرا عشقت به هم برمیزند
عاقبت چون حلقه بر در میزند
طالعی داری که از دست غمت
هرکرا دستیست بر سر میزند
در هوای تو ملک پر بفکند
اینچنین کت حسن بر در میزند
من کیم کز عشق تو بر سر زنم
بر سر از عشق تو سنجر میزند