بخش ۱۲

چو تاریکتر شد شب اسفندیار

بپوشید نو جامهٔ کارزار

سر بند صندوقها برگشاد

یکی تا بدان بستگان جست باد

کباب و می آورد و نوشیدنی

همان جامهٔ رزم و پوشیدنی

چو نان خورده شد هر یکی را سه جام

بدادند و گشتند زان شادکام