غزل شمارهٔ ۱۳۵

هرکه دل بر چون تو دلداری نهد

سنگ بر دل بی‌تو بسیاری نهد

وانکه را محنت گلی خواهد شکفت

روزگارش این چنین خاری نهد

وانکه جانش همچو دل نبود به کار

خویشتن را با تو در کاری نهد

تحفه سازد گه گهم آن دل ظریف

آرد و در دست خونخواری نهد