بخش ۱۳

چو ماه از بر تخت سیمین نشست

سه پاس از شب تیره اندر گذشت

همی پاسبان برخروشید سخت

که گشتاسپ شاهست و پیروز بخت

چو ترکان شنیدند زان سان خروش

نهادند یکسر به آواز گوش

دل کهرم از پاسبان خیره شد

روانش ز آواز او تیره شد