غزل شمارهٔ ۱۴۷

دل در هوست ز جان برآید

جان در غمت از جهان برآید

گو جان و جهان مباش اندیک

مقصود تو از میان برآید

سودیست تمام اگر دلی را

یک غم ز تو رایگان برآید

همخانهٔ هرکه شد غم تو

زودا که ز خان و مان برآید