غزل شمارهٔ ۱۶۵

ای شده از رخ تو تاب قمر

وی شده از لب تو آب شکر

از رخ و زلف خویش در عالم

فتنه‌ای در فکندی ای دلبر

چهره پنهان مکن که در خوبی

چون تو صاحب جمال نیست دگر

عاشقان ترا بدین اومید

تا ببینندت ای پری پیکر