غزل شمارهٔ ۲۲۰

ره فراکار خود نمی‌دانم

غم من نیستت به غم زانم

عاشقم بر تو و همی دانی

فارغی از من و همی دانم

نکنی جز جفا که نشکیبی

نکنم جز وفا که نتوانم

کافری می‌کنی در این معنی

کافرم گر کنون مسلمانم