غزل شمارهٔ ۲۴۷

شرم دار آخر جفا چندین مکن

قصد آزار من مسکین مکن

پایی از غم در رکاب آورده‌ام

بیش از این اسب جفا را زین مکن

در غم ماه گریبانت مرا

هر شبی دامن پر از پروین مکن

چند گویی یار دیگر می‌کنم

هرچه خواهی کن ولیکن این مکن