غزل شمارهٔ ۲۸۴

روی چون ماه آسمان داری

قد چون سرو بوستان داری

دل تو داری غلط همی گویم

نه به جان و سرت که جان داری

در میان دلی و خواهی بود

خویش را چند بر کران داری

راز من در غمت چو پیدا شد

روی تا کی ز من نهان داری