غزل شمارهٔ ۲۹۵

گرفتم سر به پیمان درنیاری

سر جور و جفا باری چه داری

چو یاران گر به پیغامی نیرزم

به دشنامی چرا یادم نیاری

به غم باری دلم را شاد می‌دار

اگر عادت نداری غمگساری

من از وصلت فقع تا کی گشایم

چو تو نامم به یخ برمی‌نگاری