غزل شمارهٔ ۳۱۲

ناز از اندازه بیرون می‌کنی

وز جگر خوردن دلم خون می‌کنی

هرچه من از سرکشی کم می‌کنم

در کله‌داری تو افزون می‌کنی

ماه رخسارت نه بس در میغ هجر

نیز با این جور گردون می‌کنی

چون به یک نوع از جفا تن دردهیم

تازه صد نوع دگرگون می‌کنی