قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - در مدح خاقان اعظم کمال‌الدین

ای از رخت فکنده سپر ماه و آفتاب

طعنه زده جمال تو بر ماه و آفتاب

آنجا که راستیست ندارند در جمال

پیش رخ تو هیچ خطر ماه و آفتاب

بندند گر دهی تو اجازت چو بندگان

در خدمت رخ تو کمر ماه و آفتاب

از موی تو ربوده نشان مشک و غالیه

وز روی تو گرفته اثر ماه و آفتاب