قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در صفت خزان و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر

روز می خوردن و شادی و نشاط و طربست

ناف هفته است اگر غرهٔ ماه رجبست

برگ‌ریزان به همه حال فرو باید ریخت

به قدح آنچه از او برگ و نوای طربست

مادر باغ سترون شد و زادن بگذاشت

چکند نامیه عنین و طبیعت عزبست

دختر رز که تو بر طارم تاکش دیدی

مدنی شد که بر آونگ سرش در کنبست