قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴ - در مدح ملک بدرالدین سنقر

عید بر بدر دین مبارک باد

سنقر آن آفتاب دولت و داد

آنکه شغل نظام عالم را

چرخ از عدل او نهد بنیاد

وانکه قصر خراب دولت را

دهر از دست او کند آباد

برق تیغش چو برق روشن و تیز

ابر جودش چو ابر معطی و راد