قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظام‌الملک

نماز شام چو کردم بسیج راه سفر

درآمد از درم آن سرو قد سیمین‌بر

ز تف آتش دل وز سرشک دیده شده

لب چو قندش خشک و رخ چو ماهش تر

در آب دیده همی گشت زلف مشکینش

چو شاخ سنبل سیراب در می احمر

مرا دلی ز غریوش چو اندر آتش عود

مرا تنی ز وداعش چو اندر آب شکر