قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷

زهی بقای تو دوران ملک را مفخر

خهی لقای تو بستان عدل را زیور

به بارگاه تو حاجب هزار چون خاقان

به بزم‌گاه تو چاکر هزار چون قیصر

ز امن داشته عزم تو پیش خوف سنان

ز عدل ساخته حزم تو پیش ظلم سپر

زبان تیغ تو پیوسته در دهان عدو

سنان رمح تو همواره در دل کافر