قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادل

حبل متین ملک دو تا کرد روزگار

اقبال را به وعده وفا کرد روزگار

در بوستان ملک نهالی نشاند چرخ

وآنرا قرین نشو و نما کرد روزگار

هر شادیی که فتنه ز ما فوت کرده بود

آنرا به یک لطیفه قضا کرد روزگار

با روضهٔ ممالک و ملت که تازه باد

سعی سحاب و لطف صبا کرد روزگار