قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ - در مدح جلال‌الدین محمد

ای گشته نوک کلک تو صورت‌نگار ملک

او بی‌قرار و داده مسیرش قرار ملک

یارب چگونه در سر کلکی توان نهاد

چندین هزار تعبیه از کار و بار ملک

تا کلک در یمین تو جاری زبان نشد

نور نگین زبانه نزد در یسار ملک

الا از آن لعاب که منسوج کلک تست

دیباچهٔ قضا نکند پود و تار ملک