بخش ۲۹

چنین گفت با رستم اسفندیار

که اکنون سرآمد مرا روزگار

تو اکنون مپرهیز و خیز ایدر آی

که ما را دگرگونه‌تر گشت رای

مگر بشنوی پند و اندرز من

بدانی سر مایه و ارز من

بکوشی و آن را بجای آوری

بزرگی برین رهنمای آوری