قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در شکر مجلس صاحب ناصرالدین

ای بارگاه صاحب عادل خود این منم

کز قربت تو لاف زمین بوس می‌زنم

تا دامن بساط ترا بوسه داده‌ام

بر جیب چرخ می‌سپرد پای دامنم

تا پای بر مساکن صحنت نهاده‌ام

پیوسته با تجلی طورست مسکنم

با برکهٔ تو رای نباشد به کوثرم

با روضهٔ تو یاد نیاید ز گلشنم