قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ضیاء الدین مودود احمد عصمی بعد از حبس

سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه

به کام باز رسیدی به صدر مسند و گاه

چه داند آنکه ندیدست کاندرین مدت

چه نالهای حزین بود و حالهای تباه

ز فرقت تو دلی بود و صدهزاران درد

ز غیبت تو دمی بود و صدهزاران آه

در انتظار تو چشم عوام گشته سپید

وز افتراق تو روی خواص گشته سیاه