قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح فیروزشاه عادل و وصف الحال رفتن به ترمد و ستایش سلطان‌السادة سید ترمد

حبذا بخت مساعد که سوی حضرت شاه

مردمی کرد و رهم داد پس از چندین گاه

بعد ما کز سر حسرت همه روز افکندی

سخن رفتن و نارفتن من در افواه

اندر آمد ز در حجرهٔ من صبحدمی

روز بهمنجنه یعنی دوم از بهمن ماه

سال بر پانصد و سی و سه ز تاریخ عجم

گفت برخیز که از شهر برون شد همراه