قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ملک معظم فیروشاه عادل

زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده

ز خسروان چون تویی در زمانه نابوده

جهان به تیغ درآورده جمله زیر نگین

پس از تکبر دامن بدو نیالوده

ز شیر بیشهٔ سلجوقیان به یک جولان

شکاریی که به صد سال کرده بربوده

هزار بار ز بهر طلایهٔ حزمت

بسیط خاک جهان بادوار پیموده